وبلاگ گروهي "نقسرا"

  از سال 88 دور هم جمع شدیم تا محیط صمیمی و شادی رو ایجاد کنیم ...
  صندوق انتقادات
 ورودي هاي چتروم نق زن

http://www.patoghsara.com


neghzan.net™  - بزرگترين چت روم فارسي زبانان

..:: با قرار دادن کد زير در وبلاگ خود
از چت روم ما حمايت کنيد ::..

  موضوعات

  تذکر
  اهالی نق زن
  جشن تولد و ازدواج اهالی نق زن
  دفترچه خاطرات اهالی نق زن
  مصاحبه با اهالی نق زن
  بازی وبلاگی ----> Sare
  میزگرد
  نظرسنجی
  آموزش وبلاگ نویسی
  آموزش Adobe Flash CS4
  عکسهای جالب
  نقاشی های جالب
  عکسهای طنز
  عکسهای عجیب
  عکس بازیگران ایرانی
  عکس خوانندگان ایرانی
  عکس بچه ها ... Baby
  عکسهای طبیعت
  ... ترین ها
  عکس حیوانات
  فیلم و کارتون قدیمی
  ولنتاین
  تصویر زمینه ... wallpaper
  شکلکها ...Emotion & Smile
  کارت پستال
  کاریکاتور
  مطالب طنز
  مطالب جالب و خواندنی
  مطالب و تست های روانشناسی
  ترفندهای جالب
  مطالب آموزشی
  داستان های کوتاه
  آیا میدانید ... ؟
  مطالب عجیب
  داستانها و مطالب دو زبانه
  مطالب ورزشی
  سخنان بزرگان
  آشنایی با گل ها+گیاهان دارویی
  مطالب علمی
  مطالب مذهبی
  احادیث و روایات
  تست هوش و معما
  فال روز
  تازه ها
  مناسبت ها
  پیامک ... SMS
  جوکستان
  نوشته هاي ادبي
  عبارات کوتاه و زیبا
  اشعار شهریار قنبری
  اشعار فریبا شش بلوکی
  اشعار حسین پناهی
  اشعار قیصر امین پور
  اشعار مهدی اخوان ثالث
  اشعار مریم حیدر زاده
  اشعار سهراب سپهری
  اشعار فروغ فرخزاد
  اشعار حمید مصدق
  نوشته هایی از دکتر علی شریعتی
  اشعاری با گویش مختلف
  اشعار فریدون مشیری
  اشعار شاعران دیگر
  شعر و ترانه
  آهنگ بی کلام
  ترانه های قدیمی فارسی
  برای مادر ...
  برای پدر ...
  ترول
  فک و فامیله داریم ؟
  طالع بینی و فال
  معرفی وب سایت جالب
  فایلهایی با فرمت پاورپوینت
  کلیپ تصویری
  کلیپ صوتی
  رینگتون ... Rington
  والپیپر موبایل
  معرفی + دانلود کتاب
  آشپزی
  آموزش شعبده بازی
  فلش و بازی های آنلاین

 آرشيو ماهانه

  حکایت آموزنده!!
  مرتبط با موضوع : داستان های کوتاه

 

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که ازیک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد ودخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و

 

پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم. من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت ! سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟!

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد :

دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های
دیگر غیر ممکن بود.

در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم ! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است....

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است.

نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود.

1ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.

2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم.

3ـ هفته شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد.

 

منبع: ایران عشقنـــیــنـــاز

لينک   |   یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰ساعت 11:7  توسط :  نـیـنــــاز  | 
 ::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ :::
  چه کسی بود صدا زد نغمه ...
  ادیسون...!!
  در آن سوی پنجره!!
  اشعار کوتاه سهراب سپهری!!
  محبت زنجیره ای!!
  عروسی
  جمع دوستداشتنی نق زنی ها :)
  برای داشتن زندگی عالی به این 8 چیز نیازی ندارید !!
  بیایید از "ترین" بودن پرهیز کنیم !!
  SOS ... !!
  نسل جدید دوربین بند انگشتی !!
  فک و فامیل داریم ؟ !!
  پرنده های کاغذی !!
  اس ام اس عاشقانه جدید !!
  اس ام اس تیکه دار !!
  آخرین نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری !!
  اس ام اس تیکه دار !!
  یادداشت فریبرز عرب‌نیا در پی درگذشت عسل بدیعی !!
  13 فروردین 1367 . . . تولدت مبارک نغمه خانومی !!
  تصویر سازی با غذا !!
  جشن تولد کاپیتان سابق استقلال !!
  سگ های زنجیر چرخی !!
  1 فروردین 1371 . . . تولدت مبارک محمد فدرال !!
  سال نو مبارک !!
  هنرمندانی که باهم ازدواج کرده‎اند !!
  عاقبت عکاسی که خیلی ها را خجالت داده بود + عکس !!
  8 اسفند . . . تولدتون مبارک امینو ، الهه و نیلوفر !!
  7 اسفند 1368 . . . تولدتون مبارك الي و نازنين !!
  اریگامی با پول !!
  درد من ...!!