وبلاگ گروهي "نقسرا"

  از سال 88 دور هم جمع شدیم تا محیط صمیمی و شادی رو ایجاد کنیم ...
  صندوق انتقادات
 ورودي هاي چتروم نق زن

http://www.patoghsara.com


neghzan.net™  - بزرگترين چت روم فارسي زبانان

..:: با قرار دادن کد زير در وبلاگ خود
از چت روم ما حمايت کنيد ::..

  موضوعات

  تذکر
  اهالی نق زن
  جشن تولد و ازدواج اهالی نق زن
  دفترچه خاطرات اهالی نق زن
  مصاحبه با اهالی نق زن
  بازی وبلاگی ----> Sare
  میزگرد
  نظرسنجی
  آموزش وبلاگ نویسی
  آموزش Adobe Flash CS4
  عکسهای جالب
  نقاشی های جالب
  عکسهای طنز
  عکسهای عجیب
  عکس بازیگران ایرانی
  عکس خوانندگان ایرانی
  عکس بچه ها ... Baby
  عکسهای طبیعت
  ... ترین ها
  عکس حیوانات
  فیلم و کارتون قدیمی
  ولنتاین
  تصویر زمینه ... wallpaper
  شکلکها ...Emotion & Smile
  کارت پستال
  کاریکاتور
  مطالب طنز
  مطالب جالب و خواندنی
  مطالب و تست های روانشناسی
  ترفندهای جالب
  مطالب آموزشی
  داستان های کوتاه
  آیا میدانید ... ؟
  مطالب عجیب
  داستانها و مطالب دو زبانه
  مطالب ورزشی
  سخنان بزرگان
  آشنایی با گل ها+گیاهان دارویی
  مطالب علمی
  مطالب مذهبی
  احادیث و روایات
  تست هوش و معما
  فال روز
  تازه ها
  مناسبت ها
  پیامک ... SMS
  جوکستان
  نوشته هاي ادبي
  عبارات کوتاه و زیبا
  اشعار شهریار قنبری
  اشعار فریبا شش بلوکی
  اشعار حسین پناهی
  اشعار قیصر امین پور
  اشعار مهدی اخوان ثالث
  اشعار مریم حیدر زاده
  اشعار سهراب سپهری
  اشعار فروغ فرخزاد
  اشعار حمید مصدق
  نوشته هایی از دکتر علی شریعتی
  اشعاری با گویش مختلف
  اشعار فریدون مشیری
  اشعار شاعران دیگر
  شعر و ترانه
  آهنگ بی کلام
  ترانه های قدیمی فارسی
  برای مادر ...
  برای پدر ...
  ترول
  فک و فامیله داریم ؟
  طالع بینی و فال
  معرفی وب سایت جالب
  فایلهایی با فرمت پاورپوینت
  کلیپ تصویری
  کلیپ صوتی
  رینگتون ... Rington
  والپیپر موبایل
  معرفی + دانلود کتاب
  آشپزی
  آموزش شعبده بازی
  فلش و بازی های آنلاین

 آرشيو ماهانه

  دانلود و بخشی از کتاب فاطمه، فاطمه است!!
  مرتبط با موضوع : نوشته هایی از دکتر علی شریعتی

 

 کتاب را می توانید از اینجا دانلود کنید ... ۱۲۰۹ کیلوبایت

اینک لحظه‌ وداع با علی (ع) ! چه دشوار است. اکنون علی باید در دنیا بماند. سی سال دیگر! فرستاد ” ام رافع ” بیاید ، وی خدمتکار پیغمبر(ص) بود. از او خواست که - ای کنیز خدا، بر من آب بریز تا خود را شست ‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتی، غسل کرد و سپس جامه‌ های نویی را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سیاه پوشیده بود، پوشید، گویی از عزای پدر بیرون آمده است و اکنون به دیدار او می‌رود.

به ام رافع گفت:
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.
لحظه ‌ای گذشت و لحظاتی …
ناگهان از خانه شیون برخاست.
پلک‌هایش را فروبست و چشم‌هایش را به روی محبوبش ـ که در انتظار او بود‌ ـ گشود.
شمعی از آتش و رنج ، در خانه‌ علی خاموش شد و علی تنها ماند . با کودکانش.
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کند ، گورش را کسی نشناسد و … و علی چنین کرد.
اما کسی نمی ‌داند که چگونه؟ و هنوز نمی ‌داند کجا؟
در خانه‌اش؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست.
و کجای بقیع ؟ معلوم نیست.
آنچه معلوم است،‌ رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه .
مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته ‌اند. سکوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوی آرام علی دارد.
و علی که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بی ‌پیغمبر، بی ‌فاطمه. همچون کوهی از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.
ساعت ‌ها است.شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه درد او را گوش می ‌دهد، بقیع آرام و خوشبخت و مدینه بی‌وفا و بدبخت، سکوت کرده ‌اند، قبر‌های بیدار و خانه‌ های خفته می‌شنوند.
نسیم نیمه شب کلماتی را که به سختی از جان علی برمی‌آید، از سر گور فاطمه به خانه‌ خاموش پیغمبر می‌برد.
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پیوست، سلام ای رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شکیبایی من کاست و چالاکی من به ضعف گرایید . اما، در پی سهمگینی فراق تو و سختی مصیبت تو، مرا اکنون جای شکیب هست.
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در میانه‌ حلقوم و سینه من جان دادی، “انا لله و انا الیه راجعون”.
ودیعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدی است و اما شبم بی‌خواب، تا آنگاه که خدا خانه‌ای را که تو در آن نشیمن داری، برایم برگزیند.
هم‌اکنون دخترت تو را خبر خواهد کرد که قوم تو بر ستمکاری در حق او همداستان شدند. به اصرار از او همه چیز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گیر.
اینها همه شد، با این که از عهد تو دیری نگذشته است و یاد تو از خاطر نرفته است.
بر هر دوی شما سلام. سلام وداع کننده‌ای که نه خشمگین است، نه ملول.
لحظه‌ای سکوت نمود، خستگی یک عمر رنج را ناگهان در جانش احساس کرد. گویی با هر یک از این کلمات، که از عمق جانش کنده می‌شد ـ قطعه‌ای از هستی‌اش را از دست داده است.
درمانده و بیچاره بر جا مانده؛ نمی‌دانست چه کند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را، این‌جا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گویی دیوی است که در ظلمت زشت شب کمین کرده است. با هزاران توطئه و خیانت و بی‌شرمی انتظار او را می‌کشد.
و چگونه بماند؟ کودکان؟ مردم؟ حقیقت؟ مسئولیت‌هایی که تنها چشم به راه اویند و رسالت سنگینی که بر آن پیمان بسته است؟
درد چندان سهمگین است که روح توانای او را بیچاره کرده است. نمی‌تواند تصمیم بگیرد، تردید جانش را آزار می‌دهد، برود؟ بماند؟
احساس می‌کند که از هر دو کار عاجز است، نمی‌داند که چه خواهد کرد؟
به فاطمه توضیح می‌دهد: “اگر از پیش تو بروم، نه از آن رو است که از ماندن نزد تو ملول گشته‌ام، و اگر همین جا ماندم، نه از آن رو است که به وعده‌ای که خدا به مردم صبور داده است بدگمان شده‌ام”.
آنگاه برخاست، ایستاد، به خانه‌ پیغمبر رو کرد، با حالتی که در احساس نمی‌گنجید، گویی می‌خواست به او بگوید که این “ودیعه‌ی عزیز”ی را که به من سپرده‌ای، اکنون به سوی تو بازمی‌گردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برایت همه چیز را بگوید، تا آن‌چه را پس از تو دید یکایک برایت برشمارد.
فاطمه این‌چنین زیست و این‌چنین مرد و پس از مرگش زندگی دیگری را در تاریخ آغاز کرد. در چهره همه‌ ستمدیدگان ـ که بعدها در تاریخ اسلام بسیار شدند ـ هاله‌ای از فاطمه پیدا بود. غصب شدگان، پایمال شدگان و همه‌ قربانیان زور و فریب نام فاطمه را شعار خویش داشتند. یاد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ایمان‌های شگفت زنان و مردانی که در طول تاریخ اسلام برای آزادی و عدالت می‌جنگیدند، در توالی قرون، پرورش می‌یافت و در زیر تازیانه‌های بی‌رحم و خونین خلافت‌های جور و حکومت‌های بیداد و غصب، رشد می‌یافت و همه‌ دل‌های مجروح را لبریز می‌ساخت.
این است که همه جا در تاریخ ملت‌های مسلمان و توده‌های محروم در امت اسلامی، فاطمه منبع الهام آزادی و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است.
از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک ” زن ” بود، آن‌ چنان که اسلام می‌خواهد که زن باشد. تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره‌های سختی و فقر و مبارزه و آموزش‌های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

وی در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر یک دختر، در برابر پدرش.
مظهر یک همسر در برابر شویش.
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر یک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش.

وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک “ اسوه ” ، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد ” شدن خویش ” را خود انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزه‌ مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه‌ پدرش، خانه‌ی همسرش، در جامعه‌اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ می‌داد.

نمی‌دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند.

در میان همه جلوه‌های خیره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظیم علی است.
او در کنار علی تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت. علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمان‌های بزرگش می ‌نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهایی‌هایش.
این است که علی هم او را به گونه‌ دیگری می‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علی همسرانی می‌گیرد و از آنان فرزندانی می‌یابد. اما از همان آغاز، فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می‌کند. اینان را “بنی‌علی” می‌خواند و آنان را “بنی‌فاطمه”.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم که او را به گونه‌ی دیگر می‌بیند. از همه‌ی دخترانش تنها به او سخت می‌گیرد، از همه‌ تنها به او تکیه می‌کند. او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش می‌گیرد.

نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از ” بوسوئه ” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از ” مریم ” سخن می‌گفت . گفت :

هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان کرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی ‌های اعجاز‌گر کرده‌ اند.
اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه ‌ها و کوششها و هنرمندی‌‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند که: “مریم (س)، مادر عیسی (ع) است “.

و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌‌ی بزرگ است... دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است... دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است... دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است... دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است... باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست... فاطمه، فاطمه است.

برگرفته از کتاب فاطمه فاطمه است - دکتر علی شریعتی 

لينک   |   چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ساعت 5:2  توسط :  آلــفرد  | 
 ::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ :::
  چه کسی بود صدا زد نغمه ...
  ادیسون...!!
  در آن سوی پنجره!!
  اشعار کوتاه سهراب سپهری!!
  محبت زنجیره ای!!
  عروسی
  جمع دوستداشتنی نق زنی ها :)
  برای داشتن زندگی عالی به این 8 چیز نیازی ندارید !!
  بیایید از "ترین" بودن پرهیز کنیم !!
  SOS ... !!
  نسل جدید دوربین بند انگشتی !!
  فک و فامیل داریم ؟ !!
  پرنده های کاغذی !!
  اس ام اس عاشقانه جدید !!
  اس ام اس تیکه دار !!
  آخرین نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری !!
  اس ام اس تیکه دار !!
  یادداشت فریبرز عرب‌نیا در پی درگذشت عسل بدیعی !!
  13 فروردین 1367 . . . تولدت مبارک نغمه خانومی !!
  تصویر سازی با غذا !!
  جشن تولد کاپیتان سابق استقلال !!
  سگ های زنجیر چرخی !!
  1 فروردین 1371 . . . تولدت مبارک محمد فدرال !!
  سال نو مبارک !!
  هنرمندانی که باهم ازدواج کرده‎اند !!
  عاقبت عکاسی که خیلی ها را خجالت داده بود + عکس !!
  8 اسفند . . . تولدتون مبارک امینو ، الهه و نیلوفر !!
  7 اسفند 1368 . . . تولدتون مبارك الي و نازنين !!
  اریگامی با پول !!
  درد من ...!!